دخترم ز هجران تو پرپر میزند دل ،

ز دل تنگی به هر در می زند دل ،

چو بلبل در فراق رویت ای گل ،

به دیوار قفس سرمیزند دل

********

چه بی صدا شکسته شد آیینه جوانی اش

چه زود پاره پاره شد کتاب زندگانیش

********

رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل

از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل

********

حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد ، عاقبت با اشک غم کوه امیدم کاه شد 

گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی ، یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد

********

دخترم ای کاش گذر زمان در دستانم بود: آنوقت لحظه های با تو بودن را آنقدر

طولانی میکردم که برای بی تو بودن دیگر وقتی نمیماند

********

من امشب از فراق تو میگریم

 بسان عاشقان زار میگریم

 رفیق نیمه راه شد یار دیرینم 

دلم افسرده است بسیار میگریم

********

بودهم جان وهم جانانه خواهر

انیس و مونس و  فرزانه خواهر

نهفته  در  دلش  عشق  برادر

برادر شمع و چون پروانه خواهر

بلی چون گوهربی مثل وهمتاست

نهفته  در  دل  ویرانه  خواهر

به نیکی نام و عشقش مانده برجا

به تاریخ جهان  افسانه خواهر

بسان  بلبل  زیبا  و  خوشرو

به کنج  دل نموده  لانه  خواهر

فروغ  حسن  او روشنگر  دل

صفای  محفل و کاشانه خواهر

ندارد رونقی  کاشانه بی او

چراغ  پر  فروغ  خانه  خواهر

بود دلدار و غمخوارت همیشه

نباشد با غمت بیگانه خواهر

اگر  روی  تو  را  یکدم  نبیند

شود از هجر تو دیوانه خواهر

بریزد  خون  دل  اندر  فراقت

زچشم نرگس و مستانه خواهر

اگر افسرده  بیند روی ماهت

شودقلبش زغم چون شانه خواهر

********

دیدی ای دل که خزان با گل و گلزار چه کرد

تیغ طوفان بلا با گل بی خار چه کرد

شعله شمع به آرامی و مظلومی سوخت

داغ آن با دل پروانه بی یار چه کرد
 
********
رفت آن یار داغ و صد اندوه به دل داغدار یار نهاد

ما پس ز ماندگان قافله ایم او به منزل رسید و بار نهاد
 
********
 
گوهر از خاک بر آرند و عزیزش دارند

بخت بد بین که فلک گوهر ما برده به خاک
 
********
کاش آن شب را نمی  آمد سحر

کاش گم می شد در راه پیک بد خبر

تا گلم رفت آن سحر از پیش رو

بی نشان را خاک تیره شد به سر
 
********

آنقدر از رفتــنت، فریاد ِ ماتـــم می کنم
سینه ء لبخند را هم ،داغ و پر غم می کنم

وزنِ بغضِ سینه ام وقتی که بالا می رود
با رژیم گریه ام ،این وزن را کم می کنم !

تا که نا محــرم نبـیند ،اشک ِ خونینِ مـــرا
سنگِ قبرت را برای گریه ،مَحْرَم می کنم!

لاله هایِ خاکِ خود را ،جان بده با خونِ من
من برایت اشک و خونش را فراهم می کنم!

با زلال ِاشکِ سردِ چشمه ء چشمانِ خود
بی نیازت از زلال ِ چاه ِ زمزم می کنم !

من نمی دانم کجایی ،در چه حالی خواهرم؟
جستجو در آسمان ،بی جام و بی جَم می کنم!

خواهرم عیدت مبارک ،ای فدای ِ روح ِ تو
یاد ِ چشمت را به زخم ِ سینه ،مَرْهَم می کنم

سال نو یادت بماند ،خانه ء من هم بیا
قهوه ء تلخ ِ فراغت را ، ببین دَم می کنم !

مثلِ عرفان ،چونکه با یادِ تو می گویم غزل
پشت ِ غم را هم از اینغمنامه ها خَم می کنم

********

کارت عروسی جوانه