به یاد شمع رویت همچو پروانه میسوزم

تو رفتی من به جایت اندرین آشیانه میسوزم

گهی آیم کنار قبر تو با دیده ی گریان

گهی از مهربانی های تو در خانه میسوزم

**********

آمد آن روزی که در گل واژه های مهر و عشق

جای جای سینه را یاد تو محشر کنیم 

آمد آن روزی که با سوز دل از عمق وجود

هر دم و هر لحظه جای خالی ات باور کنیم

 **********

مادرم ناباورانه جای خالی تو را شاهدیم جایی که قطره شمع وجودت را به پای عزیزانت ذوب کردی

و خود در ظلمات یک شب سنگین به ملکوت پر کشیدی گوهر وجود تو کیمیای زندگانی ما بود.

**********

فلک آخر ربودی گوهر یکدانه ما را

به خاموشی سپردی محفل و کاشانه ما را

ندانم از چه رو کردی شعار خویش گل چیدن

گل ما چیدی و بر هم زدی کاشانه ما را

**********

مادرم روی مهت روح و روان است مرا

مهر تو قوت جان است مرا

در دل اندیشه تو گنج نهان است مرا

یک نگاه تو به از هردو جهان است مرا

**********

کسی که طعم محبت چشیده می داند

مصیبتی به جهان همچو مرگ مادر نیست

 **********

سالی است که محروم ز دیدار تو هستیم

محروم ز گفتار و ز کردار تو هستیم

هر لحظه فراق تو چو عمری است روان سوز

مادر همه عمر عزادار تو هستیم

********** 

نقش کردم رخ زیبای تو در خانه دل

خانه ویران شد و آن نقش به دیوار بماند

********** 

در سرنوشت گل دو حقیقت رقم زدند

روزی به باغ آید و روزی به باد رفت

********** 

بعد من از یاد من افسوس می ماند  به جا

در میان کلبه ام فانوس می ماند به جا

********** 

همی نالم که مادر در برم نیست

صفای سایه او بر سرم نیست

مرا گر دولت و عالم ببخشند

برابر با نگاه مادرم نیست

********** 

به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام

دل تو را می طلبد، دیده تو را می جوید

 **********

کاش آن روز که در پای تو شد خار اجل

دست گیتی بزدی تیغ هلاکم بر سر

تا درین روز جهان بی تو ندیدی چشمم

این منم بر سر خاک تو که خاکم بر سر

**********

مادرم خوبی تو ورد زبان است هنوز

مهر تو بر دل و جان شعله زبان است هنوز

باورم نیست که رفتی و کنارم نیستی

رفتی و رفتنت را باورم نیست هنوز

 **********

در نگاهت خستگی معنا نداشت

وسعت پاک تو را دریا نداشت

آه ای جاری تر از خورشید خوب

کاش هرگز نمیکردی غروب

********** 

خوشا هجرت ز دنیا با دلی پاک

که همچون گل نهندت در دل خاک

********** 

مادر در سوگ تو دلهای ما پیوسته می گرید

سراپا همچو شمع بی فروغ آهسته می گرید

تویی در خاطر ناشاد ما تا آخرین لحظه

به یادت چشم ما چون ساغر بشکسته می گرید

 **********

آن اختر روشنگر شب های پریشان

آزاد شد از قید و به دیدار خدا رفت

او روشنی خانه ما بود و دریغا

کز خانه ما روشنی و نور و صفا رفت

 **********

صدفی بود که بشکست ز بیداد زمان

گوهری بود گرامی که به دریا برگشت

شبنمی بود که مهمان بود شبی

شامگاهان سوی عالم بالا برگشت

********** 

سلام ای غروب غریبانه دل

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

خداحافظ ای برگ و بار دل من

اگر سبز رفتی اگر سبز ماندم

خداحافظ ای نو بهار همیشه

**********

رفتی از من مهر گسستی مادر
با رفتن خود دلم شکستی مادر

افسوس که بودی و ندانستم من
ای در گرانمایه چه هستی مادر

**********

مادرم جای تو خالیست به کاشانه ما
غمت آتش زده بر این دل دیوانه ی ما

شمع این محفل ما بودی و خاموش شدی
بعد تو رفته صفا دیگر از خانه ما

**********

عمری تو کنیز فاطمه بودی و رفتی
از محنت ایام، نیاسودی و رفتی

ای مادر عشق و عاطفه، از تو بعید است
بر ما درِ رنج و غم تو بگشودی و رفتی!

 **********

لذت هر زندگانی را صفای مادر است
سینه ام آکنده از مهر و وفای مادر است

عالمی در وصف او هرگز نمی گیرد قرار
چون بهشت جاودانی زیر پای مادر است

 **********

چون مهر، بـزرگ و بی نشانی مادر
آرام دل و عزیز جانی مادر

ای کاش همیشه جاودان می بودی
آن قدر که خوب و مـهربانی مادر

**********

 تو گل سر سبد باغ جهانی مادر
من فدایت که سراپا همه جانی مادر

جان نمایند فدای تو از آن خلق جهان
که به تایید جهان، جان جهانی مادر

**********

جز خدا با همه خلقت چو بسنجند تو را
باز ببینند که تو بهتر از آنی مادر

 **********

افسوس دگر مادر شیرین سخنم در بر ما نیست
آن گوهر یک دانه پر مهر و وفا در بر ما نیست

آن سنگ صبور، ذاکر حق تا دم آخر
افسوس و صد افسوس دگر سایه او بر سر ما نیست

**********

کارت عروسی جوانه